|
|
|
|
|
مديركل دفتر سلامت و پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي وزارت آموزش و پرورش از توزيع 4 جلد كتاب با عنوان طرح ارتقاي سلامت دوره نوجواني در بين دانشآموزان در سال تحصيلي جديد خبر داد.
حسن ضياءالديني به مهر افزود: آموزشهايي در خصوص دوره نوجواني، بلوغ و بهداشت رواني از سرفصلهاي اين 4كتاب هستند. وي اجراي طرح ارتقاي سلامت نوجواني در مدارس راهنمايي و دبيرستانهاي كشور را از ديگر برنامههاي وزارت آموزش و پرورش در حوزه بهداشت و سلامت دانش آموزان دانست و گفت: اين طرح با اولويت دانشآموزان دختر در تمامي مدارس كشور دنبال ميشود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:14 توسط مرجان سرلک
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز، روز معلم است
معلم، آسمان من است
![]() گروه جامعه - كتايون مصري: هرچند اين روزها بحث مطالبات فرهنگيان، ارزشيابي عملكرد و ارتقاي شغلي آنان، استخدام معلمان حقالتدريسي و بيمهري به آموزگاران قراردادي و بالاخره بدهي آموزش و پرورش به اين قشر در پرداخت معوقات، در صدر اخبار قرار دارد، اما روز معلم ميتواند روزي براي توجه به كارآمدي معلمان باشد، آن چيزي كه در لابهلاي سوءمديريتها و كسري بودجه به فراموشي سپرده شده است.
زنگ خانه كه به صدا درآمد، الهه پيكر رنجورش را از تخت بالا كشيد و با صدايي ضعيف كه رگههاي اميد در آن بود، گفت: در را باز كنيد، خانم بهراميه ... خانم بهرامي، دبير عربي يك مدرسه راهنمايي دخترانه در شرق تهران است كه هر روز براي ديدن الهه ميآمد، مادر الهه ميگويد: خانم بهرامي تنها كسي بود كه الهه بعد از شيميدرماني بدون كلاه و پوشاندن سر او را ميديد. خانم بهرامي با تمام خستگي ميخنديد و حرف ميزد از آنچه در مدرسه گذشته، از دوستان الهه و ... شايد تنها خدا ميداند كه وقتي پا را از خانه الهه بيرون ميگذاشت، پهناي صورتش از اشك پر ميشد. اين را مادر الهه ميگويد، خانم بهرامي 40 ساله، سالهاست كه در مدارس دخترانه، عربي تدريس ميكند، اما در كنار آن براي دانشآموزانش مادر است. حتي بعد از فوت الهه، خانم بهرامي براي خانواده او نقش مادر دوم را بازي ميكند، او را هيچكس نميشناسد، او يكي از همان آسمانيهاست. يكسان نبودن قول و عمل اگر دانشآموز بفهمد معلم به آنچه ميگويد عمل نميكند، محال است او را بپذيرد و اعتماد كند. كبيري دبير تاريخ منطقه 4 است، او ميگويد: متاسفانه هستند همكاراني كه بچهها را به نظم و ادب، احترام به بزرگتر، قناعت، راستي و راستگويي و ... توصيه ميكنند ولي خود به آنها پايبند نيستند. عدم تساهل و تحمل معلمان غالبا دانشآموزان را به رعايت اصول اخلاقي فرا ميخوانند، اما در برخي موارد پذيرش افكار مخالف بويژه از سوي دانشآموزان برايشان ناگوار است. بخصوص در مواردي كه دانشآموز از معلم ميگذرد و دانستههايش بيش از اوست. روش تدريس، باري به هر جهت هرچند گفته ميشود دورههاي آموزش ضمن خدمت در افزايش مهارت معلمان در بهكارگيري شيوههاي جديد آموزشي موثر است، اما از نظر برخي فرهنگيان استفاده از اين شيوهها، هنوز معمول نيست، چرا كه هنوز بسياري از معلمان در رشتههايي به غير از رشته تخصصياشان تدريس ميكنند و اين امر بر كارآييشان موثر است. ارتباط همسان با تمام دانشآموزان يكي از معلمان بازنشسته مقطع ابتدايي تاكيد ميكند: اگر در دوره دبيرستان معلم با تمام بچهها به يك شكل برخورد كند، فكر ميكنم مشكلي پيش نميآيد، اما در دوره ابتدايي معلم بايد همه بچهها را با ويژگيهاي خاصشان بشناسد و نوع برخوردش با آنها متفاوت باشد. كلاس خصوصي، بيزينس جديد همانطور كه نميتوانيم انكار كنيم كه به هر حال بعضي معلمان به تنبيه بدني اعتقاد دارند و اعمال خشونت را در شرايطي كه همه درها بسته ميشود، ضروري ميدانند، نميتوان از خاطرات بعضي دانشآموزان گذشت. اين خاطرات از وجود معلماني هرچند اندك حكايت ميكند كه بخصوص در دوره متوسطه حاضرند با دريافت مبالغي، مباحث درسي را به صورت خصوصي تدريس كنند و البته دانشآموزان را نيز در اين زمينه تشويق ميكنند. فراهاني، دبير رياضيات در اين باره ميگويد: من مطمئنم تعداد اين معلمان زياد نيست اما حتي اگر در كلاس معلم به چند نفر تدريس خصوصي را پيشنهاد كند، اين شبهه ايجاد ميشود كه او براي گرفتن پول بيشتر انگيزهاي به تدريس همان درس در كلاس ندارد و در اين ميان بچههايي كه پول ندارند، بيشتر آسيب ميبينند. ضرورت حل مشكل معيشتي معلمان وزير آموزش و پرورش گفت: در آموزش و پرورش، فعاليتهاي مختلفي براي نيل به آينده مطلوب و حل مسائل روزمره در حال بررسي است؛ هرچند گاهي مسائل روزمره نميگذارد به مسائل مطلوب برسيم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:14 توسط مرجان سرلک
|
|
||
|
|
|
|
|
نقش مدرسه در بهداشت رواني دانشآموزان
لبخند بزن همكلاسي
![]() امروزه در نقش و وظايف مدارس بسياري از كشورهاي جهان دگرگونيهاي عظيمي رخ داده است. اين تحولات باعث شده تا علاوه بر نقش سنتي مدرسه يعني آموزش صرف و رشد مهارتهايي مانند خواندن و نوشتن و اكتساب دانش، نقش پرورش روان و تكامل انسان نيز مورد توجه قرار گيرد. در حال حاضر در بسياري از كشورها، فعاليتهاي پرورشي و بهداشتي وسيعي به عهده مدارس گذاشته شده است كه مطالعات، حكايت از نتايج و پيامدهاي مثبت آن ميكند.
در كشور ما نيز با توجه به خيل عظيم دانشآموزان و همچنين نقش سلامت روان و پرورش كودكان و نوجوانان، توجه بيشتر به نقش پرورشي مدارس ضرورت تام دارد. حال، زمان آن است كه بايد با ايجاد زمينههاي مناسب، به ارتقاي بهداشت رواني و سطح سلامت در مدارس پرداخته و شرايطي فراهم شود تا مسوولان مدارس، برنامهريزان و مشاوران، روانشناسان و ديگر دستاندركاران آموزش و پرورش از طريق آشنايي با موضوعات بهداشت رواني، نونهالان اين آب و خاك را براي دستيابي به روان سالم ياري دهند. بهداشت رواني صرفا در محيط سالم فيزيكي به دست نميآيد، بلكه محيط سالم رواني نيز يك اصل مهم است. چه بسا كه محيط فيزيكي كودكان سالم و آرام باشد، اما محيط رواني آنها از درون ناامن و مضطرب باشد. طبق تعريف سازمان جهاني بهداشت، بهداشت رواني عبارت است از توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي، رواني و جسمي. اين سازمان معتقد است كه بهداشت رواني فقط نبود بيماري يا عقبماندگي نيست، بنابراين كسي كه احساس ناراحتي نكند، از نظر رواني سالم محسوب ميشود. بهداشت رواني كودكان بهداشت و سلامت روان كودكان، موضوعي است كه به توجه جدي نياز دارد. امروزه با استفاده از برنامههاي مختلف مانند آموزش مهارتهاي زندگي، آموزش بهداشت رواني، مداخلات بهداشتي مبتني بر مدرسه و نيز درمانهاي تخصصي ميتوان به كودكان كمك كرد تا زندگي مفيدتر و رضايتمندانهتري داشته باشند. نقش مدارس در ارتقاي بهداشت روان مدرسه براي بهبود زندگي بسياري از كودكان و نوجوانان فرصت بسيار مناسبي فراهم ميكند. به موازات حركت ملتها در جهت آموزش همگاني، نقش مدارس در ارائه خدماتي مانند خدمات بهداشت رواني در امور تحصيل، اهميت روزافزون يافته است. در حال حاضر، مدارس با حمايت كامل خانواده و اجتماع، بهترين محل براي برنامههاي جامع بهداشت رواني به شمار ميرود، زيرا: نقش معلم در بهداشت رواني كودكان تحقيقات گوناگون در اين زمينه نشان ميدهد رفتار اطفال دبستاني بسيار به رفتار معلمان آنها بستگي دارد، چنانچه معلمي روش محبتآميز همراه با انضباط منطقي در كلاس خود به كار گيرد، از همكاري، علاقهمندي و قدرت ابتكار شاگردانش بهرهمند خواهد شد. برعكس، معلمي كه از روش پرخاشگرانه و زور و تهديد استفاده ميكند، شاگردانش نيز با بيانضباطي در كلاس، بيتوجهي به درس و پرخاشگري صريح ظاهر ميشوند. چنين معلمي نميتواند منبع دانش براي اطفال باشد و اگر از طريق تنبيه و پرخاشگري هم بتواند انضباط را در كلاس حاكم سازد، چنين حالتي پايدار نخواهد بود و نميتواند احساس همكاري و علاقهمندي در شاگردان به وجود آورد. ميل به پيشرفت درسي در اغلب كودكان وجود دارد و اين تمايل تنها هنگامي ارضا ميشود كه هدفهاي مورد نظر كودك خارج از دسترس او نباشد. تلاش معلم نبايد تنها به اين منجر شود كه دانشآموزان بهترين نمره را كسب كنند؛ بلكه بايد بكوشد به هر فرد به اندازه توانايي او مسووليت دهد و تا حد امكان به پرورش فكري، رواني و جسماني كودك بپردازد. معلمان در محيط آموزشگاهي ميتوانند با ارائه ارزشهاي صحيح و منطقي بزرگسالان، به دانشآموزان به نحو احسن كمك كنند. دادن پاداش مناسب، شناساندن و تدارك مدلهاي درست اخلاق و تربيتي جهت همانندسازي و ياري كردن آنها جهت رضايت داشتن از محيط مدرسه، از اهميت خاصي برخوردار است، زيرا كودكان اغلب با كنترل دروني نامناسب و اجتماعي شدن نامطلوب به مدرسه ميآيند. اگر كمك معلمان نباشد، چنين كودكان در مدرسه نيز شكست ميخورند و انگيزه بسيار كمي براي پذيرش ارزشهاي صحيح مدرسه خواهند داشت؛ كودكي كه رضايت كافي از مدرسه به دست نياورد، اغلب در همانندسازي با اولياي مدرسه شكست ميخورد و با مشكلات منضبطي و تحصيلي مواجه ميشود و در نهايت، عده زيادي از آنها ترك تحصيل ميكنند. صابر محمدي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:13 توسط مرجان سرلک
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:7 توسط مرجان سرلک
|
|
||
|
|
|
|
|
خانواده چقدر در بهداشت رواني كودكان موثر است؟
خانههاي امن،كودكان سالم
![]() بهداشت روان در خانواده در مفهوم گسترده خود، كمك به همه افراد خانواده را هدف قرار ميدهد تا هر چه بيشتر رشد و تكامل يابند، از تمامي استعدادها و قابليتهاي خود در اين راه بهره جويند و موفقتر و شادابتر باشند و زندگي سازندهتر و معنيدارتري را به وجود آورند. كودك در خانواده رشد ميكند و پايههاي اصلي شخصيت و سلامت روان او در همين محيط خانواده پيريزي ميشود. تاثير خانواده بر خصوصيات شخصيتي و رواني كودك بسيار وسيع و پايدار است. كودكان بسياري از رفتارها، نگرشها، اعتقادات و ارزشهاي خود را در خانواده و از پدر و مادر و خواهر و برادر و... ميآموزند. اين آموختهها به طور مستقيم و غيرمستقيم بر سلامت و بهداشت روان آنان تاثير دارد. آنان بسياري از عادات زندگي خود را در خانواده فرا ميگيرند. به همان اندازه كه شيوههاي غذا خوردن و نظافت كردن را فرا ميگيرند، رفتار صحيح با ديگران، احترام به بزرگتر، كمك و همياري و برنامهريزي در زندگي را نيز ياد ميگيرند. خانواده در تامين بهداشت رواني كودك اهميت والايي دارد، زيرا جامعه سالم از خانواده سالم تشكيل يافته است و خانوادههاي سالم از افراد سالم.
كودكي را از تولد تا 11 سالگي به حساب ميآورند. اين دوره سالهاي زيادي را در بر ميگيرد و اهميت بسياري دارد ميتوان اين دوره را به دوره نوزادي، كودكي اول و كودكي دوم تقسيم كرد و درباره اهميت رويدادهايي كه در هر يك از اين مراحل پيش ميآيند و بهداشت رواني را تحتتاثير قرار ميدهند. به بحث پرداخت. تعامل يا كنش متقابل بين كودك و والدين عامل ديگري كه ميتواند بر رشد عاطفي كودك اثر عميق داشته باشد، تعامل يا كنش متقابل بين كودك و والدين است. همه تحقيقات بر اين نكته تاكيد دارند كه والدين بر شخصيت كودك خود اثر ميگذارند. فضاي خانوادگي نزاع خانوادگي، سوءتفاهم مستمر ميان اعضاي خانواده و نبود صميميت و صداقت باعث ايجاد اثرات نامساعد بر افراد و بخصوص كودك ميشود. چنين افرادي در برخورد با فشارهاي رواني و مشكلات بعدي دچار اختلال رواني ميشوند، زيرا در طول دوران زندگي گذشته مهارتهاي لازم براي تطابق و كنترل هيجانات خود پيدا نكردهاند. تجارب دوران كودكي براي رشد سالم يك فرد، محبت و عشق متعادل، راهمايي مناسب، تشويق و نظم و انضباط از ضروريات دوران كودكي است اگر در دوران كودكي چنين عواملي نباشند يا كودك مكررا در معرض تجارب ناخوشايند قرار بگيرد، امكان اين كه در آينده دچار ناراحتي رواني شود، زياد است. كودكان وابسته وابسته نگه داشتن كودكان، نقش عمدهاي در آسيب رواني كودكان دارد. بسياري از والدين، فرزنداني را شايسته و رشد يافته تلقي ميكنند كه مطيع محض باشند و از كوچكترين راي و فرمان آنان سرپيچي نكنند و كوچكترين راي و نظري در امور مختلف نداشته باشند و فقط والدين براي آنها تعيين تكليف كنند. نياز به امنيت برآورده شدن اين نياز در درجه اول به وجود امنيت در روابط مستحكم خانوادگي كه در آن، نگرشها و رفتارها، همجهت و قابل اعتماد باشند و امنيت حاصل از محيطي صميمي و آشنا و امنيت حاصل از وجود بينظمي همواره و معين، بستگي دارد. 5 قاعده كلي براي والدين: صرفنظر از اين كه فرزند دختر باشد يا پسر، كوچك باشد يا بزرگ، لازم است 5 قاعده بنيادي موثر براي تامين بهداشت رواني آنها عبارت است از: به مسووليتهاي خود آگاه شويد تعدادي از والدين خيال ميكنند اگر غذا، پوشاك و مسكن فرزندان را فراهم آورند و آنها را به مدرسه بفرستند، به وظيفه خود عمل كردهاند. والدين زماني به مسووليتهاي خود آگاه ميشوند كه درباره تعليم و تربيت كودكان اطلاعات كافي داشته باشند. آنها زماني ميتوانند به وظايف خود عمل كنند كه بدانند كودك چگونه به وجود ميآيد، در دوران پيش از تولد به چيزهايي نياز دارد، مادر باردار چگونه بايد زندگي متناسب با بارداري را فراهم آورد، نيازهاي كودكان در سنين مختلف رشد كدام است و چگونه بايد آنها را شناخت و برطرف كرد. والديني كه ميخواهند به وظايف خود عمل كنند و در اين كار موفق شوند، قبلا بايد با مطالعه كتابهاي متعدد و روزنامه، مجله، كمك خواستن از افراد صلاحيتدار، اطلاعات خود را بالا ببرند و از مسووليتهاي خود آگاهشوند. يادگيري عامل ديگري كه ميتوان گفت در بهداشت رواني كودك خيلي موثر است، يادگيري است. امروزه همه روانشناسان قبول دارند كه كودك از لحظه تولد ميتواند ياد بگيرد، مثلا ياد ميگيرد چگونه گريه كند تا مادر به او شير بدهد. براي يادگيري لازم است حواس كودك كامل باشند و به كار گرفته شوند. امروزه معلوم شده است بينايي كودك از لحظه تولد آماده به كار است، اما هنوز پختگي لازم را ندارد و بايد تمرين داده شود. براي تضمين بهداشت رواني كودك، همه حواس بايد به كار گرفته شود. هر نوع اختلال در يكي از آنها پيامدهاي ناگواري خواهد داشت. مثلا مطالعات نشان ميدهد نوزاداني كه در اختيار پرورشگاهها قرار ميگيرند و از محركهاي لازم به دور ميمانند (كسي با آنها حرف نميزند، دعوا نميكند، محركهاي بينايي، شنوايي، بويايي و لامسه فراهم نميآورد). كمبودهاي زيادي نشان ميدهند، از جمله كمبود در ضريب هوشي. بنابراين، اين كودكان از نظر بهداشت رواني نيز آسيب ميبينند. صابر محمدي |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:56 توسط مرجان سرلک
|
|
||
|
|
|
|
|
یك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند . فرانسيس بيكن پس
شانس و فرصت ناگهانی نیست ! ابزار می خواهد تا به آن ابزار دست نیابیم اصل
شانس هم اتفاق نمی افتد . بدین منظور باید تمام فکر و اندیشه مان را معطوف
به خواست و هدف خویش بنماییم . در همان اولین روزهای جوانی فرق آدمها کاملا روشن دیده می شود . آدمهای بارز و موفق رو به سوی آینده دارند و پیشرفت . آنها منتظر فراهم شدن اوضا نمی شوند در هر لحظه فکری نو و مسیری جدید را جستجو می کنند تا بتوانند به ایده و نظر خویش دست یابند . آنان پیوسته در تلاشند و گویی ندای درونی آنها را به پیش می راند . به قول اندرو متیوس : شانس هرگز کافی نیست . از طرف دیگر آدمهای عادی همواره نق می زنند و شرایط را مناسب برای شروع فعالیت خود نمی دانند و در نهایت پتانسیل و انگیزه خود را نیز از دست داده و در پیچ و تاب زندگی ایده هایشان را فراموش می سازند. ارد بزرگ جمله مشهوری در این زمینه دارد که : در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید . ![]() یک کافه در وین |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 17:12 توسط مرجان سرلک
|
|
||
|
|
|
|
|
تمام مطالب موجود در این تارنگار در لینکهای زیر موجود است برای باز شدن مطالب هر بخش بر روی آنها کلیک کنید سخن بزرگان و حکیمان صفحه چهارم سخن بزرگان و حکیمان صفحه یازدهم سخن بزرگان و حکیمان صفحه دوازدهم سخن بزرگان و حکیمان صفحه سیزدهم سخن بزرگان و حکیمان صفحه چهاردهم سخن بزرگان و حکیمان صفحه پانزدهم
سخن بزرگان بهمراه عکس های بسیار زیبا سخنان باربارا دی آنجلیس در مورد عشق و زندگی زناشویی سخنانی از محمد صالح ابوسعیدی در باب تربیت فرزند سروده های زیبای فرزانه شیدا سرآینده ایرانی سخنانی از سراینده توانا فرزانه شیدا
برای دیدن زندگینامه و بیوگرافی شخصیت های بزرگ جهان بر روی لینک زیر کلیک کنید
سلحشور و جنگاور در کلام ارد بزرگ زیباترین سخنان حکیمانه از روزنامه بین المللی اعتدال مجموعه سخنان ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، فريدريش نيچه و بزرگمهر |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 17:11 توسط مرجان سرلک
|
|
||
|
|
|
|
|
نقش معلم در بهداشت رواني دانشآموزان
خانم! اجازه... منو دوست داريد؟
امروزه بيشتر روانشناسان تربيتي معتقدند كاركنان مدرسه در سلامت روان دانشآموزان داراي نقشهاي حرفهاي هستند. مسووليت اولياي مدرسه فقط در پرورش نيروي عقلي و آشنا كردن دانشآموزان به مسائل اجتماعي و اخلاقي خلاصه نميشود. مدرسه مسوول تغيير و اصلاح رفتارهاي ناسازگارانه و تامين بلوغ عاطفي و سلامت رواني دانشآموزان نيز است.
![]() در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه ميكنند. معلم با محبت و توجه، آنان را در مسير صحيح هدايت ميكند، دانشآموز در مدرسه چگونگي برقراري روابط درست عاطفي، سازگاري با ديگران و مسووليتپذيري را ميآموزد و راههاي مبارزه با كينهتوزي، ديگرآزاري و حسادت را ياد ميگيرد.
تحقيقات متفاوتي كه در اين زمينه انجام شده نشان ميدهد رفتار كودكان دبستاني، بستگي بسيار با رفتار معلمان آنها دارد و چنانچه معلمي روش محبتآميز همراه با انضباط منطقي را در كلاس خود به كار ببرد از همكاري، علاقهمندي و قدرت ابتكار شاگردانش بهرهمند ميشود. نقش الگويي معلم و نفوذي كه او در انضباط دادن به رفتارهاي دانشآموزان دارد، بر همگان روشن است. از آنجا كه دانشآموزان يكي از الگوهاي مهم رفتاري خود را معلمان قرار ميدهند، اگر معلم از ويژگي الگودهي خوبي برخوردار باشد ميتواند تاثيرات عميقي در رشد شخصيت و بهداشت رواني دانشآموزان باقي بگذارد. يك روانشناس به نام كارل راجرز نگرش آزادمنشانه در كلاس را پيشنهاد ميكند. به بيان ديگر معلم بايد كودك را بپذيرد، هرچند نميتواند رفتار او را بپذيرد. به كودك بايد احترام گذاشت و به عنوان انساني با تواناييهاي بالقوه به او ارج نهاد؛ هرچند او كوچكتر و ناپختهتر، كمدانشتر و كمتجربهتر از معلم است. معلم نبايد كوشش خويش را صرف حكمراني بر كودك كند، بلكه بايد سعي در جهت دادن اعمال كودك به سوي پيشرفت موفقيتآميز و سازگاري هر چه بيشتر كند. ماهيت اين رابطه كمكي، بستگي به احساسات واقعي معلم دارد. معلم بايد قادر به بيان و ابراز احساسات واقعي خويش باشد تا آن كه كودك بتواند او را به عنوان يك انسان شريف و قابل اعتماد ببيند و نه فردي كه پيوسته چيزي را از او پنهان ميدارد. مهمترين شرط معلم خوب از لحاظ بهداشت رواني اين است كه او با كمال صميميت و خلوصنيت، كودكان را دوست بدارد و از رفتار آنان آزرده نشود، بلكه با صبر و حوصله و خوشرويي سعي كند به عمق مشكلات كودكان پي ببرد و در حل اين مسائل تا حد ممكن بكوشد. معلم نبايد تمام تلاش خود را صرف اين كند كه دانشآموزان بهترين نمره را كسب كنند، بلكه بايد بكوشد به هر فرد به اندازه توانايي او مسووليت دهد و حتيالامكان در پرورش فكري و رواني و جسماني كودك بكوشد. روشي كه اكنون در ارزشيابي تحصيلي به كار ميرود، روش نامطلوبي است، زيرا نمرات آنقدر دقيق نيستند كه معلم بتواند ميان 15 و 16 يا 9 و 10 را بخوبي تشخيص دهد، فرق بگذارد؛ بعلاوه هميشه براي شاگرد هدف مطلق كاملي وجود دارد كه او بايد با تمام قوا براي به دست آوردن آن بكوشد. مسلما هيچ دانشآموزي قادر نيست موفقيت صددرصد در درس داشته باشد، زيرا حتي خود او نيز تمام مطالب را به طور كامل نميداند. در ضمن از نظر بهداشت رواني نامطلوب است كه تكاملجويي را ملاك نظر كودكان قرار دهيم. هدف كودك نبايد رسيدن به حد كمال و برتريجويي باشد، بلكه مقصود بايد صرفا كسب دانش باشد تا به وسيله آن شخص براي خود و ديگران سودمند واقع شود. نمره و بويژه نمره عددي، كودكان را به رقابت شديد تحريك ميكند، در حالي كه از نظر تربيتي و رواني صحيح نيست هدف عمده تحصيل فقط آرزوي غلبه بر ديگران باشد. يكي از عوامل سلامت رواني دانشآموز، درك شدن او توسط معلمش است. معلم بايد در ارتباط با شاگردان آنچنان رفتاري داشته باشد كه شاگرد تنبل و قوي و فقير و غني همه خيال كنند كه معلم به خاطر هر يك از آنان به كلاس درس آمده است.
معلم بايد درارتباط با شاگردانآنچنان رفتاري داشته باشدكه شاگرد تنبل و قويو فقير و غني همه خيال كنند كه معلم به خاطر هريك از آنان بهكلاس درسآمده است
اگر شاگرد درك شود شاگرد به آن معلم علاقهمند شده به سوي او كشيده خواهد شد. دلش هواي او خواهد كرد، در ديدارش آثار شادماني و نشاط و خرمي موج خواهد زد و اگر به او بگويند كه اين معلم ديگر به اين مدرسه نخواهد آمد، اشك چهره او را دربرخواهد گرفت. به نظر گلاسر نظام تعليم و تربيت مدرسه بايد چنان باشد كه در آن هر دانشآموزي بتواند دوست داشتن و دوست داشته شدن و احساس ارزش را تجربه كند. معلمي كه به مقام انساني كودكان و نوجوانان ارج مينهد و نياز به جلب توجه و محبت آنان را در مسير صحيح هدايت ميكند، همچنين معلمي كه خالصانه سعي دارد آنچه را كه ميداند به دانشآموزان بياموزد، نهتنها نيازهاي رواني آنان را ارضا ميكند، بلكه برقراري روابط صحيح عاطفي، سازگاري با ديگران، مسووليتپذيري را نيز به ايشان ميآموزد. در چنين فضاي تربيتي، افراد به بلوغ عاطفي ميرسند و از لحاظ رواني سالم بار ميآيند. معلمان در محيط آموزشگاهي ميتوانند با ارائه ارزشهاي صحيح و منطقي بزرگسالان بيشترين كمك را به دانشآموزان داشته باشند. دادن پاداشهاي مثبت مناسب، شناساندن و تدارك الگوهاي صحيح اخلاقي و تربيتي جهت همانندسازي و ياري كردن آنها در يافتن رضايت و خشنودي مواقعي در مدرسه، از اهميتي خاص برخوردار است زيرا كودكان اغلب با كنترلهاي دروني نامناسب و اجتماعي شدنهاي نامطلوب به مدرسه ميآيند. كلام آخر فلسفه تعليم و تربيت عصر ما با سالهاي گذشته متفاوت است. به اين معني هدف آموزش و پرورش تنها تعليم دروس و ديگر مطالب فكري نيست، بلكه پرورش جسم و روان به طور كلي، منظور نظر است. برآوردن احتياجات جسماني و اجتماعي رواني كودك قسمت عمدهاي از تربيت او را شامل ميشود كه از عوامل بسيار مهم پرورش كودك است. بايد بپذيريم مسووليت اولياي مدرسه به پرورش قواي عقلاني و آشنا كردن دانشآموزان به ارزشهاي شناختي، اجتماعي و اخلاقي خلاصه نميشود، بلكه اينان مسوول تغيير و اصلاح رفتارهاي ناسازگار و تأمين بلوغ فكري و سلامت رواني كودكان و نوجوانان نيز هستند. همچنين توجه مربيان و والدين به اين پديده رواني اجتماعي نه تنها زمينه مساعدي براي شكوفايي استعدادهاي نهفته كودكان و نوجوانان را فراهم ميآورد، بلكه در بهبود سلامت رواني آنها نيز موثر خواهد بود. صابر محمدي |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 17:10 توسط مرجان سرلک
|
|
||